تلفن خونه زنگ خورد و گوشی رو برداشتم. کسی خونه نبود. صدای نا آشنایی تو گوشی پیچید. سلام دادم و طرف بی مقدمه گفت گوشی رو بده به سرپرست خانواده!! البته فکر کنم خجالت کشید که نگفت گوشی رو بده به بزرگترت بچه!! یعنی صدای من انقدر به نظرش بچگونه رسید؟! :| لا اله الا الله :)) گفتم سرپرست خانوادمون خونه نیست ، شما ؟؟ گفت من از موسسه ی دندون پزشکی زنگ میزنم. گفتم اومدن بگم با شما تماس بگیرن؟ ولی اصلا انگار حرفایِ منو نمیشنید. سریع گفت باشه خدافظ و گوشی رو گذاشت! من تا چند ثانیه فقط به گوشی خیره بودم که این دیگه کی بود خدایا؟ مگه میشه ؟ مگه داریم ؟
ولی خدایی کلی خندیدم احساس میکنم فکر کرد من ده دوازده سالمه! 