Yok yaaa ۱۴۰۳/۱۰/۳۰ ✍️ زهرا

خدایا عمر خوشی‌مون تو محل کار چرا انقدر کوتاه بود؟! 🫠

خودشیفتگی ۱۴۰۳/۱۰/۳۰ ✍️ زهرا

امروز بار دیگه متوجه شدم تواناییم در ارائه و کنفرانس دادن بی نظیره. بعله🙃

00:15 ۱۴۰۳/۱۰/۳۰ ✍️ زهرا

تازگیا خیلی به مرگ فکر میکنم و گاها افکار خود/کشی دارم. نمیدونم چمه از دنیا چی میخوام واقعا نمیدونم. تراپی تاثیر نمیذاره.حیرونم. داشتم فکر میکردم اگه یهویی بمیرم وبم چی میشه. خواستم بدونید فقط مرگ میتونه منو از اینجا جدا کنه.

دنیا ۱۴۰۳/۱۰/۲۹ ✍️ زهرا

معلممون بود. بنده خدا یه ۲۰سالی میشد که مریض بود.خودش فک کنم ۵۰سالشم نمیشد طفلک. امشب خبر فوتشو شنیدم. زندگی به بعضیا خیلی سخت میگیره نمیدونم حکمتش چیه.

دنیا انقدر هیچ و پوچه که بیایید حرص نخوریم. فک نکنیم عقل کل‌ایم و با کلماتمون دیگران رو آزار ندیم. بخدا هرکسی غصه ی خودشو داره تو زندگی، مشغولِ زندگیِ خودمون باشیم.

توکل به خدا ۱۴۰۳/۱۰/۲۹ ✍️ زهرا

فردا وبینار دارم و ۵تا پاور ۴۰-۵۰ صفحه‌ای رو باید ارائه بدم. اصلا نگاشم نکردم🤧 امداد غیبی به دادم خواهد رسید ان شاءالله🤷🏻‍♀️

۱۴۰۳/۱۰/۲۷ ✍️ زهرا

...Ürayine qurban olum mande emanat sayılır

حبیب ۱۴۰۳/۱۰/۲۷ ✍️ زهرا

چگونه شرح دهم لحظه لحظه‌ی خود را

برای

این همه

ناباورِ

خیال پرست...

🎶🙃

بابا ۱۴۰۳/۱۰/۲۶ ✍️ زهرا

گذشتی از خودت تا جان بگیرم

من برای خستگی هایت بمیرم...

🥹

پرحاشیه ۱۴۰۳/۱۰/۲۶ ✍️ زهرا

خب بله سفارش پرحاشیه‌ام رسید. سرم نیاسینامید و هیالورونیک اسید اوردینری. قبل از اینا سرم کافئینشو برای دور چشمم سفارش داده بودم. یعنی معجزه کرده، خیلی خوبه 😌

انسانم آرزوست ۱۴۰۳/۱۰/۲۳ ✍️ زهرا

واقعا چجوری میتونین از به خاک سیاه نشستن همنوع خودتون خوشحال باشین؟؟!

برزخ ۱۴۰۳/۱۰/۲۲ ✍️ زهرا

واقعا دنیا چقد عجیبه ها اصلا یادم نمیاد چجوری قبلا میتونستم درس بخونم! مسئولم هی داره بهم انگیزه میده برا ادامه دادن ولی شروع برام خیلییی سخته. دلم میخواد اگه شروع کردم تا دکتری برم! فعلا که تو برزخم🤷🏻‍♀️

01:20 ۱۴۰۳/۱۰/۲۲ ✍️ زهرا

آدم به هرکسی نمیگه حالش بده.

قضاوت ۱۴۰۳/۱۰/۲۱ ✍️ زهرا

وقتی از یکی میشنوم که مثلا ترکا همشون فلانن خیلی دلم میشکنه. خودم اگه یه خصلت بد از کسی ببینم که برای مثال از یه شهرِ خاصه، هیچ وقت اون بدی رو به همه ی آدمای اون شهر نسبت نمیدم و بنظر من حق الناسه. انتظار دارم همه اینجوری باشن ! خب نمیشه دیگه بالام جان🤷🏻‍♀️🥹

اینم شانس مایه! ۱۴۰۳/۱۰/۲۱ ✍️ زهرا

یک مورد مادر مهمان داشتیم با درد و ورم یکطرفه ران. بعد خانمُ ارجاع فوری دادیم مراجعه کرده بیمارستان، بستری نشده و برگشته خونه!! دیگه تا همییییین الان ۳نفری با همکاران محیط و استان داشتیم مادرو پیگیری میکردیم جوری که دیگه فک کنم مادر بگه عجب غلطی کردم اومدم اینجا عاقا من یه حرفی زدم، ولم کنیییید. ولی ما و رها کردن مادران باردار؟ چه محال خنده داری🥲

+ همه ی کیسای پرخطر هم روز تعطیل پیدا میشن بخدا گناه دارم خب🥹

ای بابا ۱۴۰۳/۱۰/۱۹ ✍️ زهرا

چند روز پیش تو محل کار داشتم با یک آدم زبون نفهم تلفنی حرف میزدم. بحثمون بالا گرفت و طرف داشت چرت و پرت میگفت. منم خیلی مجلسی گفتم خانوم محترم داری ناراحتم میکنی من دیگه قطع میکنم و گوشیو گذاشتم. قدیمیا گل گفتن، خوبی که از حد بگذرد نادان خیال بد کند فلذا زین پس اینو سرلوحه‌ی کار خودم قرار خواهم داد.

931 ۱۴۰۳/۱۰/۱۹ ✍️ زهرا

از اندونزی بهم زنگ زدن. ایشالا که خیره! 🫥🤷‍♀️

۱۴۰۳/۱۰/۱۷ ✍️ زهرا

شبُ

تنهاییُ

ماهُ

ستاره...

🎶💚

🤷🏻‍♀️ ۱۴۰۳/۱۰/۱۷ ✍️ زهرا

بلاگفای عزیزم کاش میون این بروز رسانی جدیدت، فکری به حال استیکرات میکردی! با تچکر

خرید پردردسر ۱۴۰۳/۱۰/۱۶ ✍️ زهرا

۲۷روز پیش یه سفارش اینترنتی دادم و هنوز خبری از بسته‌ام نیست. چند روز پیش دست به دامن پشتیبانی شدم، زنگ زدم و ۳۰نفر تو نوبت بودن! مخم سوت کشید و قطع کردم. هیچی دیگه الان ۴۰دقیقه‌اس پشت خطم و فقط ۱۰دقیقه‌س که میگه ۴نفر مونده تا نوبتم شه! ان شاءالله که سرکار نیستم توکل به خدا 😑🤷‍♀️

بعدا نوشت: یا خود خدا😑 وقتی نوبتم شد سریکساعت تماس قطع شد بچه‌ها😑 دوباره تماس گرفتم ۲۴نفر جلوتر بودن با این حساب فک کنم نشه اصلا حرف زد با پشتیبانی😑 نگید که سرکاریه🫥

پ.ن خیلی بعدتر: سفارشمُ فرستادن و کدمرسوله دادن بهم. یادشون رفته بود انگار🫥

قفلی جدید ۱۴۰۳/۱۰/۱۴ ✍️ زهرا

رنگ چشمات آسمونم،

خنده‌هات قاتل جونم،

دلبر ابرو کمونم

دلمو شکار کردی...

🎶❤️

نیازمندیها ۱۴۰۳/۱۰/۱۲ ✍️ زهرا

به کنسرت مهدی احمدوند جهت همخونی، داد زدن و خالی شدن دل، نیازمندیم.

هیچ ۱۴۰۳/۱۰/۰۹ ✍️ زهرا

باور کن خیلی دلم میخواست بهت پیام بدم تبریک بگم و برات بنویسم خوشبخت بشی رفیق قدیمی! ولی اینکار باعث میشه حس حماقت کنم آخه مدتیه دارم از خودم مراقبت میکنم. امیدوارم انقدر غرق خوشبختی بشی که دیگه هیچ وقت یادم نیفتی.

مادر ۱۴۰۳/۱۰/۰۹ ✍️ زهرا

تو این شیش ماهی که بجای همکارم دارم کار میکنم دوبار از شدت استرس زیاد بخاطر وضعیت خطرناک دوتا مادر باردار تا حالت بیهوشی رفتم! واقعا بیهوش شدما انگار مغزم برای دفاع، دستور خاموشی داد به کل اعضای بدنم. وضعیت عجیبی بود و اگه ادامه دار شه ممکنه دردسرساز بشه. تحمل این حجم از استرس خیلی سخته برام.

پ.ن: مادر ۳۵هفته ست و بچش IUGRهستش و پزشک دستور بستری داده ولی خانم راضی نمیشه! و بجاش اینجا ما داریم استرس میکشیم که نکنه مرگ مادر بدیم، نکنه جنین بمیره، نکنه فلان بشه و و ... تازه باید بی احترامی شوهر و خاندان شوهرشم تحمل کنیم 🫠

Janim manim ۱۴۰۳/۱۰/۰۹ ✍️ زهرا

نمیدونید چقدر حس قشنگیه که یه موجود کوچولوی تپلی بیفته دنبال آدم و دستای کوچیکشو باز کنه تا بغلش کنی و بهت بگه عَمَه... 💛

بلاک ۱۴۰۳/۱۰/۰۸ ✍️ زهرا

عاغا کاش بلاگفا هم دکمه ی بلاک داشت. بعضیارو بلاک میکردی راحت میشدی نه تو اونو میدیدی نه اون پیدات میکرد.🤕

جناب آقای شیرازی مدیریت محترم بلاگفا لطفا توجه بفرمایید.

بگو که اشکامُ دیدی... ۱۴۰۳/۱۰/۰۵ ✍️ زهرا

مهربونم فردا سالگرد نبودنته و بخدا که من هنوز باورم نشده... ۶سال شد، به خوابم بیا؛ دل تنگتم؛ دل تنگ دخترم گفتناتم من...

یه شعله ی خاموش ۱۴۰۳/۱۰/۰۵ ✍️ زهرا

یه قصه ی کوتاه، ای وای از این تقدیر...

پ.ن: امروز خیلی روز بدی بود. فوت بچه ی ده ماهه، با عفونت ریه... وای...خیلی ناز بود... بیچاره مادرش🥹