وضعیت بچههای غزه رو که میبینم دلم ریش میشه. خدایا این طفل معصوما گناهشون چیه آخه؟ اونوقت سازمان ملل به جز محکوم کردن دقیقا چه غلطی داره میکنه؟ خدا لعنتتون کنه :|
وضعیت بچههای غزه رو که میبینم دلم ریش میشه. خدایا این طفل معصوما گناهشون چیه آخه؟ اونوقت سازمان ملل به جز محکوم کردن دقیقا چه غلطی داره میکنه؟ خدا لعنتتون کنه :|
والله که شهر بی تو مرا حبس میشود ...
این شهرِ کوچیک عین زندون شده برام، تحملش طاقت فرساست. چشام همش دنبالِ تو میگرده عزیزِ من. چه خوب خونده مهدی دارابی که این خیابونای خالی٫ منتظرن، تو کجایی؟!🥹
امروز بخاطر مواجهه ی مستقیم با بزرگترین ترس زندگیم (گوربا) یک جیغِ فرابنفش کشیدم که نگم براتون. باقیمونده ی آبرومم رفت :| دست خودم نیست واقعا فوبیا دارم :|
تو گریه نکردی برای کسی تا بدونی چی میگم ,
دلت تنگ نبوده،
میخندی
تا از حسِ دلتنگی میگم ...
🎶🙃
هیچ وقت تو کلِ عمرم وابسته و دلبسته ی چیزی نبودم به جز بلاگفا.
یه پست تو اینستا دیدم با آهنگِ خط و نشون امیرعلی (: یادش بخیر
نوشته بود: دهه هفتادیا به ۳۰ سالگی سلام کنید! خیلی خیلی حس غریبیه.میگفت بذار ۳۰ سالت شه رنگ همه چی برات عوض میشه، نگاهت به زندگی تغییر میکنه. خیلی بنظرم فانتزی بود حرفش ولی انگار راست میگفت.
❤️ Iyi ki doğdun qizim, janim
دیروز و امروز خیلی غم انگیزتر از روزای قبل گذشت. یک مورد مرگ نوزاد ۱۸ روزه داشتیم با آسپیره شیر.الهی بگردم برای دل مادرش :(
داره یکسال میشه که چشامو لازک کردم. بهترین حرکتی بود که طی سالهای اخیر تو زندگیم انجام دادم. انگار قبل از عمل دنیارو واضح نمیدیدم. خداروشکر بابت نعمت سلامتی،شکرت خالق مهربونم🤍🙏 این بندهی ناسپاس خودتو ببخش و بیامرز🥲
نمیدونم چه سرّیه که اکثریت آدمایی که خیلی دوسشون دارم٫ تیرماهیان.
همین یه بارو
غمت رو
از قلب من
درارو ,
خیالت این چند وقته
دلم رو
از پا در آورد ...
رو به راه نیست احوالم ,
شبا بد ، روزا درگیرِ کارم
حالم خوش نیست
تو منو کشتی !
پشتِ پنجره میشینم
و خنده این پشت نی ...
بعضی وقتا که یکی پیشم درد و دل میکنه ، لال میشم. هیچ حرفی پیدا نمیکنم برای تسکینش. در واقع گاهی اوقات هیچ کلمهای نمیتونه التیامِ درد بشه و این خیلی غم انگیزه.
از لحاظ روحی نیاز به رفتن به کنسرت سفو و همخونی با آهنگاش مخصوصا آهنگِ tutsak اش رو دارم.
زندگی هر روزش درس و تجربهست. شغلم با اینکه خیلی استرس داره و بیشتر اوقاتم با فکر و خیال داره میگذره ولی هر روزش پر از درسه برام. امروز یاد گرفتم بعضی اوقات نباید بیش از حدِ معمول به آدمها توجه کرد. خیلیا ظرفیتشو ندارن و بهم میریزن و برداشت خوبی نمیکنن.
+ عزیزِ من، تو با رفتنت بهم یاد دادی قلبمو خیلی بزرگ کنم. دوستت دارم و هرلحظه بیادتم 🥲
قلبِ من، عاشقِ توئه، عاشقِ نگات...
شوک | احمدسولو
در جواب بعضی از آدمها که فکر میکنن عقل کلن باید عرض کنم: مرا همین بس که بتونم خودمو اصلاح کنم و کم و کاستیهای خودمو برطرف کنم! چیکار به آدمای دیگه دارم. پلن فعلا همینه، اصلاحِ خویشتن.
یاد یه چیزی افتادم نصف شبی :)) سال ۹۰ بود و من طفلی بیش نبودم. تازه با بلاگفا آشنا شده بودم. با اسم مستعار یه وب ساخته بودم و خوش و خرم هر روز پست میذاشتم. کلی عکس گل و بلبل آپلود میکردم.یادمه اون موقع گلشیفته فراهانی مهاجرت کرده و عکساش بیرون اومده بود بعد من یه کلیپ گذاشته بودم تو وبم نصیحتش کرده بودم که این چه کاری بود تو کردی؟ گناه داره و فلان قدر خودتو بدون و اینا... وای خدایا چقد تباه بودم🤣😁یادش بخیر چه دورانی بود. بزرگترین غصهام این بود که موقع امتحانات مجبور بودم سمت بلاگفا نیام. ولی خب ذات دنیا همینه بزرگتر که میشی مشکلاتتم باهات قد میکشن.
دلم برای شکلکِ «خجالت» بلاگفا تنگ شده! خیلی بامزه بود🥺
یه چندتا وبلاگ هست که خیلی وقته خاموش طور میخونمشون و خیلی دلم میخواد براشون کامنت بذارم و باهاشون دوست بشم ولی
خجالت میکشم 🤦🏻♀️😁
با خودم قرار گذاشتم از امشب تا روزی که زندهام هرشب برات یاسین و قرآن بخونم.
وسطِ این خیابونا دور از تو من جون و تنم مُرد .
بعد از تو زندگی انگار معناشو از دست داده و با بندبند وجودم بی ارزش بودن دنیارو درک کردم. وقتی یادم میفته نیستی دلم میخواد سر به بیابون بذارم، از ته دل داد بزنم، دلم میخواد خودمو بکشم. انگار قلبمو گذاشتن لای منگنه و هی فشارش میدن. دیروز غروب اومدم پیشت تا یه دل سیر گریه کنم ولی تنها نبودم و نشد. همش از خودم میپرسم چرا؟ اینا همش خوابه دیگه؟ ولی افسوس عزیزِ من، دنیا خیلی بی رحمه 😔
.Ne desem , buş çumleler açiz ! Sen anlarsin
قسمت وبلاگ دوستانو تکوندم و فقط مشتیا موندن (:
و تو عزیزِ من ؛ با رفتنت ...
مرا از چیزی که بودم، بسیار غمگینتر کردی ...
دیروز سرخاک با مخ خوردم زمین. افتادنم با خودم ولی پاشدنم با خدا بود. همین یه قلمم کم بود اونجام همه آشنا، خلاصه آبروم رفت 🤦🏻♀️
من قربون اون شیرین زبونیات که بهم میگی:
مامانی دوسِت دارم عزیزِ من
بهانهای بده به ابرِ کوچکِ نگاهِ من
در اوجِ گریهها فقط
تو میشوی پناهِ من ٫ بیا
به دادِ من برس ...
وقتی اینجام و ازت مینویسم یادم میره چه بلایی سرمون اومده
قربون قد و بالات برم من
تو همه چیت باهمه فرق داشت، من بمیرم برای آرزوهایی که با خودت بردی زیر خاک. امشب طبل و دهلتو آوردن دم خونتون. همه ی دوستات بودن ولی تو نبودی. بخدا که تو اهل آسمونا بودی.اصن مگه میشه اون دل دریایی که داشتی زمینی باشه. خدا انقدر دوستت داشت که بردش پیش خودش، وای به حال ما که موندیم تو این دنیا با اینهمه گناه.خیلی برام دعا کن پسرعمو٫ در واقع داداش کوچولوم. تو به چشم من همیشه اون پسر کوچولوی تپلی بانمک بودی که منو بیشتر از بقیه دوست داشت.آخرین تصویرم ازت صورت مثل ماهت با اون خنده ی قشنگته و بعدش برام دست تکون دادی. خیلی دلم برات تنگ شده