
تولدت مبارک، جانِ مادر ...

تولدت مبارک، جانِ مادر ...

یه شبِ مهتاب،
ماه میاد تو خواب ...
خب خداروشکر آرژانتینم رفت فینال (: داشتم مردمشون رو نگاه میکردم که چقدر خوشحالن، واقعا خوشبحالشون 🙂
خدایا دلِ مردم مارو هم شاد کن، نگاهمون کن نجاتمون بده...🥹
اگه فردایی باشه من با تو میسازم
بُرد من وقتیه که
به تو میبازم ...
اهلِ بیت خوابن و نشستم تو تاریکی فوتبال میبینم. فردا امتحانم دارم و به طرزِ مسخرهای اصلا استرس ندارم، خدا بخیر کنه🤭
پ.ن: ایشالا امشب اسپانیا ببره ، فردام آرژانتین بالا بیاد، خیلی قشنگ میشه فینال، هیچ از فرانسه خوشم نمیاد🙄
تازگیا با پرامپت هوش مصنوعی آشنا شدم و دیگه دارم شورشو درمیارم، کلی عکس درست کردم باهاش، خیلی جذابه لعنتی (: خدایا این هوش مصنوعی چی بود از کجا پیدا شد واقعا خیلی اعتیاد آوره ولی خب مزایاش بیشتره از حق نگذریم. سرکارم خیلی به دردم میخوره، مثلا وقتی کارگاه آموزشی برگزار میکنم قشنگ میدم سوالاتو برام طراحی میکنه دیگه لازم نیست بشینم سه ساعت سوال دربیارم، آسوده شدم.
امروز جلسهام به خوبی و خوشی برگزار شد و یکی از امتحانامو دادم و عالی بود، خداروشکر 🩵 قفلی جدیدم آهنگِ یادم تو را فراموشِ مازیار فلاحیه، خیلیییی قشنگه 🥲
منُ یه شمعِ خاموش
یادم
تو
را
فراموووش
🫠
دیدنِ دوبارهی تو، فقط تو خواب و خیاله
دلم برات خیلی تنگ شده... بیا به خوابم بی معرفت... چندوقتیه نتونستم بیام پیشت، اما هر لحظه و هرجا به یادتم، آسمونی من، قربون دلت برم دنیا بدون تو خیلی تاریک و تاره... برام خیلی دعا کن
دیشب خیلی رندوم با فکر اینکه شاید فردا همکارم خبر خوشی که مدتها منتظرش بودمو بهم بده خوابم برد و امروز ، دقیقا همین اتفاق افتاد. صدام زد و رفتم اتاقش، برگه رو بهم داد. ماتم برد . خدایا بزرگیتو شکر، چقدر تو قادر و مهربونی، دوستت دارم🩵
در مقابلِ آنچه از شما گرفته شده، بهتر از آن را عطا میکند. انفال/۷۰
وقتی به هفته ی پیش رو فکر میکنم دلم میخواد بشینم گریه کنم 🥲 یه جلسهی مهم دارم که کنفرانس هم باید بدم. دوتا امتحان دارم و تا آخر هفته باید پروپوزالمو تکمیل کنم و تحویل بدم. برای هیچکدومم آماده نیستم، خدا بخیر کنه 🥴

هرگز به تو دستم نرسد٫ مـاهِ بلنــــدم...
امروز یه مورد مشاوره ی پیشگیری از سقط داشتم، مادر انقدر از مشکلاتش گفت که کم مونده بود منو از رو ببره. با اینکه کارمو انجام میدم ولی گاها دچار شک میشم که کار درستیه منصرف کردن موارد اینچنینی یا نه🫠
همسر برای دخمل یه سرود گذاشته بود یه تیکهش خیلییی قشنگ بود؛
هر وقتِ اذان، نجوای منه...
میگم خدا بزرگتر از دردای منه (:
خدایا خداوندا ببخشید ولی هدفت از آفرینش سوسک فقط حرص دادن و سکته دادنِ ما بوده دیگه آره؟ قربونت برم ☹️
دعا
کن
که خدا
از
قلبِ ما
حتما
خبر دارد ... (:
امشب نوبتی هم که باشه نوبتِ آهنگِ عین خیالتم نیستِ امید علومیه😁 سمِ خالصه ولی لامصب خیلی نوستالژیه🫣چه روزایی بود یادش بخیر... یادتونه میگفتن سال ۲۰۱۲ دنیا تموم میشه؟ چقدر استرس داشتم من، کنکورم داشتم ولی همش ذهنم درگیر بود دنیا به آخر میرسه چه فایده داره درس بخونم. خدایی چه نسلِ ساده و پاکی بودیم ما😅
تا یادم نرفته اینو بنویسم تو ایامی که بلاگفا قطع بود ، ما ده ساله شدیم. ده سالگیمون مبارک رفیقِ من، خیلی دوستت دارم جنابِ یار (:
امشب مهمونِ اتاقِ دخملیام، دستمو سفت گرفته و خوابش برده دلبرکم.من اما ؛ خواب زده به سرم و دارم آهنگهای قدیمی گوش میدم. داره میخونه یاد تو در دلِ من، طوفان به پا میکنه...
هنوزم حس میکنم ۱۶ سالمه ولی خب! راستی کی انقدر بزرگ شدیم؟ خیلی زود گذشت...
از قرارِ معلوم فردا روزِ شلوغیه. فنچمون ۶تا تخم گذاشته و بی صبرانه منتظرم جوجه ها از تخم دربیان، ای خداااا😍
دوستی ازم در مورد یکی از پستهام انتقاد کرده، خواستم جوابشونو اینجا بدم، اول اینکه ممنون از کامنت خوبتون. خیلی در موردش فکر کردم. حق دارید واقعا شاید گذاشتن اون پست اشتباه بود و حذفش میکنم شاید به قول شما جوانی ببینه و ناامید شه. ولی میدونید منم فقط اینجارو دارم. اینجا تنها جاییه که میتونم احساساتمو بیان کنم و نخواستم سانسورشون کنم. هیچوقت در مورد همچین کلمه ای شوخی نمیکنم، واقعیتهای ذهنمو بیان میکنم. شاید در زندگیم از خیلی لحاظ بدون مشکل باشم که همیشه بابتش سپاسگزار خدا هستم ولی متاسفانه از لحاظ روحی حالم مساعد نیست و دارم تمام تلاشمو میکنم که رو به راه شم. ولی باور کنید واقعا سخته ، کسی که این مشکلو داره میفهمه چی میگم. در نهایت ممنون که اینجارو میخونید ، سعی میکنم در انتخاب کلماتم دقت کنم.

Senle bu dunya bana çennet dir
kalbim bir tek sana emanat dir
🎶🩵
علاوه بر تغییر عقایدم در طی این چندسال، منِ امروز با منِ یکسالِ گذشته زمین تا آسمون فرق داره.
فکر کنم قبلا در موردش نوشتم. دوست دارم اگر یک روز صاحب دختر دیگه ای شدیم، اسمشو نیکی بذاریم. نوشته بود، تو جبرانِ همه ی دورانی هستی که خواهر نداشتم، مامان تو رو بمیره، خب؟ 🥺❤️

وقت آن شد که به گل حکمِ شکفتن بدهی
ای سرانگشتِ تو آغازِ گل افشانیها...
خیلی خستهام، دوباره نیمه ی اول ساله و تو اداره هزارتا کار سرم ریخته. امروز اولین امتحانمم دادم، خوب بود خداروشکر. فردا و پس فردا هم امتحان دارم. توکل به خدا.شکرش (:
عاشقِ آهنگِ شکنجهگره داریوشم؛ چه خوب میخونه؛
از همه توبه میکنم
بلکه
تو باورم کنی ...
خدایا شکرت، شکرت، شکرت (: دوستت دارم خالقِ مهربونم🥺❤️
منِ دیوونه چه میدونستم،
زندگی
برام
چه خوابی
دیده...
سلام به دوستانِ نازنین وبلاگی، دیشب بعد از پست قبلیم کلی پیام ازتون داشتم ٫ ببخشید اگه نگرانتون کردم، ممنون از محبت همگیتون. من ناچارم به قوی بودن ولی خب یه وقتا آدم کم میاره. چیزایی که اینجا مینویسم بیشتر برای تخلیه ی احساساتمه، که روی دوشم سنگینی نکنن، چون متاسفانه تو دنیای واقعی آدمی نیستم که بتونم برای کسی درد و دل کنم. خلاصه ببخشید.
امتحاناتم داره شروع میشه و بعله مجازی شدیم خداروشکر😁 کی میخواست این همه راهو تا مرکز استان بره امتحان بده٫ خدا بهمون رحم کرد🥺

گر بوی تو را باد به منزل برساند ، جانم برهاند
ور نه ز وجودم اثری هیــچ نماند
جز گرد و غبارم
جز گرد و غبارم
فرزانه جانم هرکاری کردم نتونستم تو وبت کامنت بذارم، مشکلی نیست عزیزم اگه خواستی آدرس جدیدمُ بذار، کمرنگ بودنمو ببخش 🫂