سلام بر ۲۹سالگی ۱۴۰۳/۰۹/۲۶ ✍️ زهرا

شب تولدم در کنار امام رئوف، امام رضای عزیزم... خب تولدم از این مبارک تر نمیشد 🥰 نائب الزیاره ی همتون هستم❤️

بهانه ی زندگی ۱۴۰۳/۰۹/۲۵ ✍️ زهرا

دخملی اکثر اوقات دستامو میگیره و میخوابه بعد امشب یهو برگشت گفت مامان دستات چه خوشگلن، از کجا خریدیشون؟😍😁

yanliz ۱۴۰۳/۰۹/۲۵ ✍️ زهرا

داشتم فکر میکردم چی شد که تو تموم این سالها اینجارو رها نکردم؟ هرچی فکر کردم فقط به یه کلمه رسیدم ٫تنهایی٫

البته این تنهایی رو خیلی دوست دارما... یه حس درونیه که از وقتی خودمو شناختم باهامه. از حق نگذریم شده حتی اذیتم بکنه ولی خب انگار عجین شده بامن...

دوسِت دارم وب نازنینم، تو همدم روزای تلخ و شیرین‌ منی، روزای تاریک و روشنم...

پ.ن: برام انرژی مثبت بفرستید دوستان. بهش سخت محتاجم 💚

سراب ۱۴۰۳/۰۹/۲۱ ✍️ زهرا

امروز بعد از مدتها توی محیط کار احساس سبکبالی و خوشحالی وجودمو پر کرد.ولی میدونی؟ راستش دلم برات سوخت. یک نفر، حتی یک نفر بخاطر رفتنت ناراحت نشد. بیا و از این به بعد آدم نما نباش، حق دیگرانو نخور، دروغ نگو، دروغ نگو، دروغ نگو‌. خیلی زشته که پشت ظاهر مذهبی و حرفای مذهبی پنهان میشی. خیلی ضایع‌ست.

فیلم عروسی ۱۴۰۳/۰۹/۱۷ ✍️ زهرا

امشب فیلم عقد و عروسیمونو نگاه کردیم. از شدت خنده روده بر شدیم. فیلم کمدی پیشش کم میاره بخدا 😂 تنها قسمت غم‌انگیزش دیدن کسایی بود که دیگه پیشمون نیستن 🥹

منم همینطور ۱۴۰۳/۰۹/۱۷ ✍️ زهرا

نمی‌توانم به کسی بفهمانم در من چه می‌گذرد،

من حتی نمی‌توانم آن را برای خودم توضیح دهم!

از تو خواندم ۱۴۰۳/۰۹/۱۵ ✍️ زهرا

قربونت برم خدا❤️

آبجیم اومده و پیداش کردم. وای هنوزم باورم نشده🥹

مصائب شیرین ۱۴۰۳/۰۹/۱۴ ✍️ زهرا

اخیرا یه مورد باردار داشتیم که شوهرش اجازه نمیداد مادر مراجعه کنه و خلاصه مجبور شدم خودم زنگ بزنم به شوهره! عاغا چشتون روز بد نبینه شماره رو گرفتم آهنگ پلنگ صورتی پخش شد تو گوشم! پیشواز گذاشته بود خیر سرش مردِ گنده. منو میگی خندم گرفت که گوشیو برداشت طرف🫥 به سختی جم کردم خودمو و حرف زدم باهاش ولی قشنگ فهمیده بود من داشتم میخندیدم. نتیجه این که اون آهنگ ، برای اون روحیه ی خشن‌ برازنده نبود واقعا😁

Buda ğeçer ۱۴۰۳/۰۹/۱۴ ✍️ زهرا

یادتون رفت ولی یاد من موند!

با اینکه خیلی داره بهم سخت میگذره ولی واقعا ارزششو داره. این روزا میگذره. تجربه میشه. خیلی جالب بود دیروز وقتی بغض داشت خفه‌ام میکرد چشمم افتاد رو عکس دیوار.دیگه نتونستم اشکامُ کنترل کنم. انگار خودمو نمیشناختم.دقیقا اونجا بود که فهمیدم همه چقد دوسم دارن، جوری که قشنگ حرصِ تو دراومده بود. دلم برات میسوزه، تو مریضی انگار واقعا دست خودت نیست.ممنونم ازت، تو باعث شدی قدر اطرافیانمُ بیشتر بدونم.برات دعا میکنم که اصلاح بشی.

خدای ناممکن ۱۴۰۳/۰۹/۱۲ ✍️ زهرا

سال پیش که از مرخصی زایمان برگشتم متوجه شدم یکی دیگه رو آوردن جای من و قصد دارن منو بدن یه بخش دیگه. رفتم پیش مدیریت ، آقای دکتر الف. اولین برخوردم باهاش اصلا جالب نبود. وقتی مرخصی بودم مدیر عوض شده بود و اولین بار بود میدیدمش. متاسفانه زیرابمو زده بودن و حرفایی بهم زد که واقعا شکستم. حرفایی که تو خلوت بخاطرش خیلی گریه کردم و خیلی ناحق بود و نتونستم اون زمان از خودم دفاع کنم و نذاشتن برگردم جای خودم. گذشت و واگذار کردم به خدا. از ته دلم بخشیدمش و واگذارش کردم. اون سال من مامای نمونه شدم، دنیا یه جوری چرخید و خدا یجوری برام چید که عکس مو به موی حرفای دکتر الف برام اتفاق افتاد. میخوام بگم اکه حالتون بده، دلتون شکسته یا در حقتون بدی شده و زورتون نمیرسه صبر کنید و یادتون نره خدا هست، خدا هست، خدا هست.

پ.ن: آقای دکتر الف عزیز هرجا هستی سلامت باشی اون زمان در حق من جفا کردی ولی بهم ثابت شد عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد.

۹سال ۱۴۰۳/۰۹/۱۲ ✍️ زهرا

یادش بخیر دوران دانشجویی تو خوابگاه مامان صدام میزدن🙂

یک وضعیت بامزه ۱۴۰۳/۰۹/۱۱ ✍️ زهرا

دیروز پام خواب رفته بود و دخترم داشت بهش ضربه میزد یهو بهش گفتم نکن مامان جان پام خوابیده! (ترجمه تحت اللفظی از ترکی به فارسی😅) یجوری تعجب کرد خندم گرفت😁

با تعجب یه نیگا به من و یه نیگا به پام میکرد و حتما با خودش میگفت مامانم چی میگه واسه خودش😬

قلب قلب قلب ۱۴۰۳/۰۹/۱۱ ✍️ زهرا

ای خدااا

من فدای عَمَه گفتنت بشم، خب؟ ❤️

isyankar ۱۴۰۳/۰۹/۱۰ ✍️ زهرا

چقدر انگشت خودم رفت تو چِشَم

چقدر هر روز با دست خودم تنبیه میشم...

🙃🎶

حواس پرتی ۱۴۰۳/۰۹/۱۰ ✍️ زهرا

دیگه دارم نگران خودم میشم! امشب رنگ مسواکمو فراموش کردم و هرچقدر به ذهنم فشار آوردم یادم نیومد و در نهایت هم رنگ اشتباهی رو انتخاب کردم🥴😑😅

انتظار ۱۴۰۳/۰۹/۱۰ ✍️ زهرا

رفتی و دادی بر بادم/ اسممُ بردم از یادم...

آخه آهنگای احسانُ خیلی دوست داشتی... عزیزدلم، یادت بخیر🫠

پناه بر تو ۱۴۰۳/۰۹/۰۷ ✍️ زهرا

کیس جدید داشتیم. با مادر صحبت کردم سعی کردم دلداریش بدم. گفتم تو الان هورمونات بهم ریخته‌اس این حسایی که داری یه مقداریش طبیعیه ولی ته دلم بهش حق میدادم. میگفت شوهرم عاشق یه دختری تو فامیلشون بوده و نشده باهم ازدواج کنن.میگفت تو نامزدیمون چندبار مچشو گرفتم. الانم حس خوبی ندارم بهش و...

😶

Sevdiyim qadar ۱۴۰۳/۰۹/۰۷ ✍️ زهرا

شاعر چه قشنگ میگه:

روحوم اینجیدیر بدنی ، خَیاللار آپاریر منی ...

🎼🩶

آذر ۱۴۰۳/۰۹/۰۶ ✍️ زهرا

از ویژگی های بارز آذرماهیا خوش شانس بودنشونه! نمیشه منکر شد واقعا🤷🏻‍♀️😁

فلذا سلام بر ماهِ قشنگم❤️