چالش ۱۴۰۵/۰۶/۰۳ ✍️ زهـرا

من اگر قرار باشه کاری رو ساعت هشت انجام بدم، راس هشت تصمیم می ‌گیرم که انجامش ندم. استرس هم ندارم. اصلا😎 مثلا اگر فردا امتحان داشته باشم، شبو با خیال راحت می‌ خوابم. اگه فرداش ازم بپرسن خوندی؟ با اعتماد به ‌نفس میگم نه، ولی از نظر روحی آماده‌ ام :))

صبور هم نیستم. چرا باید برای چیزی که میتونم همین الان داشته باشم، سه دقیقه صبر کنم؟

گربه هم که می‌ بینم، ذوق می‌‌ ‌کنم. بقیه عقب میرن ، من جلو میرم. یه بار گربه‌ ای دنبالم کرد و من از خوشحالی دویدم. البته آخرش زمین خوردم.😎 کلا زندگی رو سخت نمیگیرم. اگه قرار باشه چیزی خراب بشه، میشه و اگه قراره درست شه، خودش درست میشه و اگر هیچکدوم نشد... خب، بازم عیبی نداره. گاهی به خودم میگم یکم باید بیشتر به آینده فکر کنی!

اینو یادم رفته بود بنویسم که با گوشی هم کلا بیگانه‌ام!😎 در طول روز مدام یادم میره چکش کنم.

پ.ن: چالش انار سرخ عزیز، که قرار بود برعکسِ شخصیت خودمون بنویسیم. با تشکر از گلی جانم، جذاب بود نوشتنش😁