دومین قدم برای دوست داشتنِ خودم قطع/کاهش ارتباط با آدمایی هست که انرژی منفی دارن، چند نفر دورم هستن که هاله ی دورشون خیلی منفیه، همش در حال ناله و شکایتن. دیروز یکی از باردارای قدیمی بهم زنگ زده بود، متاسفانه حافظه ی قوی در این مورد دارم و کیس های باردار تو خاطرم میمونن، این مادر خیلی اذیتمون کرد سر بارداری آخرش، اون موقع رسما داشتم دیوونه میشدم از دستش، یعنی هر روز یه برنامه ی جدید داشت ! مثلا میومد مرکز با گریه و زاری میگفت میخوام خودمو بکشم خودشو میزد، مارو تو هول و ولا مینداخت میرفت، نگو برای جلب توجه اینکارارو میکرد، بعدش با چه مصیبتی فرستادیمش پیش روانپزشک ، عاغا مگه میرفت میگفت من مشکلی ندارم. هووف
موارد این چنینی خیلی خیلییی ازم انرژی میگیرن و کمم نیستن. اگه عشق به کارم نبود مطمئنا دووم نمیاوردم🥲 باید یه راهی پیدا کنم انرژیمو حفظ کنم، نذارم روم تاثیر بذارن، ولی نمیدونم چطوری. خدا کمک کنه.