خوابم نمیبره. دیدی میخوای به چیزی فکر نکنی ولی کلِ کائنات دست به دست هم میدن تا اونو جلوی چشمت بیارن؟ الان تو همچین وضعیتیام. نمیدونم چه حکمتی داره. حساس و زودرنج شدم، دلم میخواد برای چندروز بخوابم و بیدار نشم. دلم برای دوران مدرسه تنگ شده! برای بچه بازیامون! چه زود بزرگ شدیم. دلم خیلی تنگه، دکتر هرجلسه ازم میپرسه گذشته رو رها کردی؟ و جوابم منفیه. من تو گذشته گیر کردم و قرصا هم نمیتونن نجاتم بدن.
آه یالان دونیا.